جملات شرطی

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

جملات شرطي شامل دو قسمت مي‌باشند: يکي عبارت شرطي و ديگري عبارت اصلي.

 عبارتي که حاوي if باشد را عبارت شرطي و عبارت ديگر را عبارت اصلي مي‌ناميم.

رويدادي که در عبارت اصلي توصيف مي‌شود،

بستگي به شرطي دارد که در عبارت شرطي بيان مي‌شود.

 

 we will get wet.

If it rains this evening,

عبارت اصلي

عبارت شرطي

عبارت شرطي مي‌تواند در انتهاي جمله نيز بيايد، ولي در اين صورت علامت ويرگول (,) حذف مي‌شود:

 

به طور کلي سه نوع جمله شرطي وجود دارد:

 if you press this button.

The door opens

عبارت شرطي

عبارت اصلي

جملات شرطي نوع اول

جملات شرطي نوع دوم

جملات شرطي نوع سوم


 

جملات شرطي نوع اول

از جملات شرطي نوع اول براي بيان يک شرط (يا موقعيت) ممکن و

 يک نتيجه محتمل در آينده استفاده مي‌شود.

if حال ساده will/won't

مصدر بدون to

if

I work hard,

I will

pass my exams.

If I find your watch, I will tell you. (.اگر ساعت شما را پيدا کنم به شما خواهم گفت)

If we leave now, we'll catch the 10.30 train.
(اگر حالا حرکت کنيم به قطار ساعت 10:30 مي‌رسيم)

If I see him, I'll tell him the news. (.اگر او را ببينم خبرها را به او خواهم گفت)

You'll get wet if you don't take an umbrella. (.اگر چتر نبري خيس خواهي شد)

 

علاوه بر will مي‌توان از should ،must ،can ،might ،may و غيره نيز استفاده کرد که در اين صورت معني آن کمي فرق خواهد کرد:
  • If you pull the cat's tail, it may scratch you.
    (اگر دم گربه را بکشي ممکن است تو را چنگ بزند )

  • You should eat less rice if you want to lose weight.
    (اگر مي‌خواهي وزن کم کني بايد کمتر برنج بخوري)

 

جملات شرطي نوع دوم

از جملات شرطي نوع دوم براي بيان يک شرط يا موقعيت غير واقعي يا غير ممکن و نتيجه محتمل آن

 در زمان حال يا آينده بکار مي‌رود. در واقع در اين نوع جملات حال يا آينده‌اي متفاوت را تصور مي‌کنيم.

if گذشته ساده would ('d)
would not (wouldn't)

مصدر بدون to

if

I had more money, I

would ('d)

buy a new car.

if

you lived in England, you

would ('d)

soon learn English.

چند مثال ديگر:

If he needed any money, I'd lend it to him. (But he doesn't need it)
(اگر به پول احتياج داشت به او قرض مي‌دادم)

If I had more time, I'd help you. (اگر وقت بيشتري داشتم به شما کمک مي‌کردم)

If I were* a rich man, I'd buy an expensive car.
(اگر ثروتمند بودم يک ماشين گرانقيمت مي‌خريدم)

I wouldn't accept the job (even) if they offered it to me.
(اگر آن کار را به من پيشنهاد مي‌کردند هم قبول نمي‌کردم)

 

* در اين نوع جملات، اغلب بجاي was از were استفاده مي‌شود:

  • If I were living in Tehran, we could meet more often.

 

جملات شرطي نوع سوم

از اين نوع جملات شرطي براي تصور گذشته‌اي غير ممکن استفاده مي‌شود.

 در واقع در اين نوع جملات، گوينده آرزوي يک گذشته متفاوت را دارد. (ولي به هر حال گذشته‌ها گذشته!)

if + گذشته کامل + would have + قسمت سوم فعل (p.p.) + ....

If I'd seen you, I would have said hello.
(اگر تو را ديده بودم، سلام مي‌دادم)

If he had driven more carefully, he wouldn't have been injured.
(اگر با دقت بيشتري رانندگي کرده بود، مجروح نمي‌شد)

If I had known you were in hospital, I would have gone to visit you.
(اگر مي‌دانستم شما در بيمارستان بستري بوديد مي‌آمدم و شما را ملاقات مي‌کردم)

I would have gone to see him if I had known that he was ill.
(اگر مي‌دانستم بيمار بود مي‌رفتم و به او سر مي‌زدم)

 

1- در اين نوع جملات مي‌توان بجاي would از could يا  might هم استفاده کرد:

If the weather hadn't been so bad, we could/might have gone out.

2- از would فقط مي‌توان در عبارت اصلي استفاده کرد و در عبارت شرطي نبايد آن را به کار برد:

If I had seen you, I would have said hello. (not : 'If I would have seen you')

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

عبارت هاي اسمي (Noun clauses)

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

1) عبارت هاي اسمي (Noun clauses)
1 – به يك گروه از كلمات مرتبط به هم كه يك فاعل و فعل دارد clause يا قضيه يا عبارت مي گويند.
2 – يك Noun clause در يك جمله مانند يك اسم عمل مي كند. به همين دليل به آن قضيه اسمي مي گويند
.
 



  اكنون به چند مثال از اين مورد توجه كنيد:

من نمي دانم او چه وقت منزل را ترك كرد.

I don’t know when she left home. (قضيه اسمي)Noun clause

من نمي دانم چه كسي نامه ها را تايپ مي كند.

I don’t know who types the letters.( Noun clause)

او مي داند من ديروز چه كسي را ملاقات كردم

She knows whom I met yesterday.( Noun clause)

آنها (ايشان) مي دانند من كجا زندگي مي كنم.

They know where I live. (Noun clause)

3 – همانطور كه در مثال هاي بالا مشاهده مي كنيد عبارت هاي اسمي با كلماتي مانند when (چه وقت)، who (چه كسي)، whom(چه كس را) و where(كجا) آغاز مي شوند. اين كلمات در اينجا نقش حرف ربط را دارند كه قضيه اسمي را به بقيه جمله وصل مي كنند.  



  2) كاربرد be going to

1 – فعل be going to به معناي قصد داشتن يا خواستن مي باشد.
2 – فعل be going to معمولاً براي بيان اينكه كاري بخواهد در آينده انجام بگيرد به كار مي رود. اكنون به چند مثال توجه كنيد:
من قصد دارم امشب اينجا بمانم (من مي خواهم امشب اينجا بمانيم)

I am going to stay here to night.

او قصد دارد فردا يك نامه بنويسيد.

She is going to write a letter tomorrow.

او قصد دارد اتومبيلش را بشويد.

He is going to wash his car.

ما قصد داريم در يك رستوران شام بخوريم.

We are going to have the diner in a restaurant to night.

من معمولاً با اتوبوس به مدرسه مي روم اما امروز قصد دارم يكشنبه فوتبال بازي كنيم.

I usually go to school by bus but today I am going to go by taxi.

3 – مشاهده مي كنيد كه بعد از فعل (am/is/ are going to) فعل به صورت ساده مي آيد و كاري را كه قصد داريم در آينده انجام دهيم، بيان مي كند.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

افراد خانواده و فامیل به زبان انگلیسی

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

Mother

مادر

Mum

مامان

Father

پدر

Dad

بابا

Stepbrother

نا برادری – برادر خوانده

Sister

خواهر

Brother

برادر

Parents

والدین

Half-brother

نا برادری – برادر خوانده

Stepmother

نا مادری – مادر خوانده

Son

پسر

Daughter

دختر

Grandmother

مادر بزرگ

Grandfather

پدر بزرگ

Grandparents

پدر بزرگ و مادر بزرگ

Half-sister

ناخواهری – خواهر خوانده

Grandson

نوه – پسر پسر – پسر دختر

Grandchildren

نوه

Great grandmother

مادر جد

Great grandfather

پدر جد

Cousin

عموزاده – دایی زاده – عمه زاده – خاله زاده

Uncle

عمو – دایی – شوهر عمه – شوهر خاله

Aunt

عمه – خاله – زن دایی – زن عمو

Granddaughter

نوه – دختر دختر – دختر پسر

Sister-in-law

خواهر زن – خواهر شوهر- زن برادر

Brother-in-law

برادر شوهر – برادر زن – باجناق

Nephew

پسر خواهر یا برادر – پسر برادر زن و خواهر شوهر

Niece

دختر برادر یا خواهر

Twins

دوقلو

Only-child

تک فرزند

Stepfather

نا پدری – پدر خوانده

Stepsister

نا خواهری – خواهر خوانده

Husband

شوهر

Wife

زن

Ex-husband

شوهر سابق

Ex-wife

زن سابق

 

Mother-in-law

مادر زن – مادر شوهر

Father-in-law

پدر زن – پدر شوهر

 

 

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net